میدگارد سرد گشته است و نفرت حکمرانی می کند
گرسنگی و بیماری
فنریز دوباره آزاد گشت
هرج و مرج بیداد میکند
طوفان مرگ سواحل را پیمود
قحطی سرزمین را فرا گرفته است
پیوندهای خویشا وندی دیگر معنایی ندارد
پسران بدست پدران کشته میشوند
دو مرد درمیدان جنگ با هم روبرو میشوند
چشمانشان آکنده از نفرت است
هر دو برای سوگند مقدسی به جنگ آمده اند
مرگ سرنوشت شان خواهد شد
آنها در خون سربازانی که زمانی مفتخر بودند ، سهیم شدند
با این وجود دشمن هم شدند
یکی برای حقیقت و دیگری به خاطر ایمانش می جنگد
کشتار آغاز گشت
اکنون قتل عام فرا می رسد
دوران , دوران خونریزی است .
اکنون کشتار آغاز می شود
دوره؛دورهیخونریزیاست
دو برادر در میدان نبرد با هم روبرو می شوند
هر دو امروز خواهند مرد
هیچ پیروزی و شکستی در کار نیست
مرگ تنها راه آنهاست
در چشمانشان اثری از پشیمانی وجود ندارد
آنها آخرین حمله خود را نیز انجام میدهند
شمشیرهایشان را با نیروی مهلک به سوی یکدیگر پرتاب کردند
تا قلب یکدیگررا سوراخ کنند
اینک قتل عام آغاز می شود
دوران؛ دوران خونریزی است
کشتار فرا رسید
برای خونریزی آماده باش

+
نوشته شده در چهاردهم مهر 1386ساعت 22:51 توسط اعتراض
|
